تبليغاتX
اقیانوس زندگی
لینک دوستان

سلام دوستان عزیزم
خوش بحال همتون که مادرتون امسال روز مادر درکنارتونه
من که مادرم پارسال فوت کرد
امسال دیگه پیشمون نیست
پس قدر بودنه مادرانتونو بدونید
چون بهتر از مادر پیدا نمیشه


نمیدونم چرا قلم کم میاره و نمیتونه احساس درونی منو بر روی کاغذ بیاره.
باز من بااحساسم تنها می مونم,

قلم نمی تونه حس درونی منو منتقل کنه

خودش کو چکتر از این می بینه که بخواد از احساس یه فرزند به مادرش بنویسه

چه سخته قصه نبودنت...

بغضی راه گلوم بسته, اشک ها به من اجازه نوشتن رو نمیدن چرا که زود تر سرازیر شدند

آیا می­داند که هرگز ، نبودنش و ندیدنش بهانه­ای نخواهد بود برای از یاد بردنش . می خواهم این را نیز بگویم . اگر بغض بگذارد!

و اگر بغض گلویم را نبندد این شعر «مهدی سهیلی» را بر مزارش زمزمه نموده و اشک خواهم ریخت ...!



باز آمدم به پرسش حال تو ای امید

ای مادری که هر نفسم گفتگوی توست



باز آمدم که بوسه زنم بر مزار تو

ای­قبله­ای که جان و دل من به سوی توست



باز آمدم که شکوه کنم از غم فراق

وزبانگ ناله ، روح تو را با خبر کنم



مادر! غم تو همنفسم شد به جای تو

با این غم بزرگ ، چه خاکی به سر کنم؟



جان پسر فدای تو ، ای مادر عزیز

کی دانی از فراق ، چها بر پسر گذشت؟



هر لحظه­ای که در غم مرگت ز ره رسید

با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت



غمخانه است سینه­ی من در فراق تو

آنکس که هست از غم من با خبر ، خداست



آگه نبودم از غم بی مادری ، ولی

مرگت پیام داد که : بی­مادری بلاست



رفتی ز دست ما و نماند از برای ما

غیر از غمی ، شکسته دلی ، جان خسته­ای



تو مرغ جاودان بهشتی شدی ولی

داند خدا که پشت پسر را شکسته­ای



مادر بخواب خوش ، که زیادم نمی­روی

جانم فدای روی تو ،منزل مبارکت



مادر بخواب ، کعبه­ی من خاک کوی توست

قربان خاک کوی تو ، منزل مبارکت.


[ 91/02/19 ] [ 15:50 ] [ فرهاد ]

روی تخته سیاه چشمان من نوشتی دوستت دارم

وجمله تو روی تخته سیاه جان گرفت

و به پرستش رسید

و پرستش اوج یافت و به اشک تبدیل شد...

و اشک جاری شد و تو چون

توان دیدن اشکم را نداشتی صورت ات را برگرداندی

من در این فکرم که گناه تو نیست که از من دوری...

آخر اهورایی را با آدم زمینی چه کار؟

عادت توست که دست نیافتنی باشی و دور از دسترس

چرا که همیشه چیزهای قیمتی نیازمند مراقبتند...

با دست گرم ات اشک هایم را پاک می کنی...

و نمی دانی که با حرارت دست ات حتی می توانی دریای پر تلاطم وجودم را تبخیر کنی...

وهمچنان نمی دانی که چقدر از عشق لبریزم...

و نمی دانی که بی تو هیچ هم نیستم...

حتی هیچ !!!

http://koumeye-eshgh.persiangig.com/image/%D8%A7%DA%AF%D8%B1%20%D9%85%DB%8C%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C.jpg
دوست دارم

همسر عزیزم

[ 91/01/20 ] [ 19:44 ] [ فرهاد ]

خدایا کمکم کن

 تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش بریزم ،

خدایا کمکم کن

 تا در بعد عشق او بهترین و شیرین ترین باشم ،

به من کمک کن

تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاری سازم

و راز عشق را در گوشش سر دهم ،

خداوندا او را نگه دار

 که من به عشق او زنده ام ...

[ 91/01/20 ] [ 19:19 ] [ فرهاد ]

 

این وبلاگو ساختم

وبا تمام وجود بهش تقدیم

میکنم

وبهش میگم

 

یک احساس زیبا
صادقانه میگویم حرف دلی بی ریا
بی بهانه میگویم مثل آنها ، همان قلبهای بی وفا ، بی وفایی نمیکنم
عاشقانه میگویم عشق من دوستت دارم
صادقانه گفتی دوستم داری ، عاشقانه عشق تو را باور کردم
از من خواستی تنها با تو باشم ، با احترام قلب تنهایم را به تو تقدیم کردم
گقتم این قلب مال تو ، همیشه وفادار تو ، هرگاه خواستی بگو تا شود فدای تو
از من خواستی به کسی جز تو دل نبندم ، میترسیدی روزی تو را ترک کنم
شاخه گل زیبای من ، پر پر نمیشوی هیچگاه در قلب من ، به عشق پاکمان قسم تنها تو می مانی تا ابد در دل من
هیچگاه نمیگذارم دلتنگم شوی ، همیشه در دلت خواهم ماند ، هیچگاه نمیگذارم دلگیر شوی همیشه در کنارت هستم ،هم با تو درد دل میکنم ، هم میشنوم درد دلهایت را…
دوباره میرسیم به آن احساس زیبا ، همان حرف صادقانه ، همان حرف دل بی ریا
همان کلام عاشقانه ، همان احساسی که تنها نسبت به تو دارم ، آری عزیزم خیلی دوستت دارم
گفتی دلت میخواهد همیشه در کنارم باشی، آرزو داری سرت را بر روی شانه هایم بگذاری و آرام بخوابی ، بیا عزیزم که من نیز بی قرارم ، آرزو دارم در کنارت همین شعر عاشقانه را برایت بخوانم…

 

 

[ 90/09/04 ] [ 18:18 ] [ فرهاد ]

دوستت دارم

 

دلم می خواهد
برای یکروز هم که شده
پشت پلکت پنهان شوم
آنوقت خواب هم که باشی
می توانم چشمت را تماشا کنم

روی گوشه و کنار سپیدی چشمت قدم می زنم
کنار نهرهای خونین شکسته ات می نشینم
دست و صورتم را می شویم

تا لبه سیاهی چاه مردمکت می آیم

درونش سنگی می اندازم
صدایش که نیامد

می روم تو تا پیدایش کنم

میانه راه درون چاه تنگترت می روم

انتهای چاه که رسیدم
آنجا تا صبح آرام می نشینم

می نشینم تا پلکت طلوع کند
تا نور ته چاه را روشن کند
از آنجا هر کجا را که نگاه کنی
من نیز خواهم دید

شب وقتی پلک خمارت نیمه باز شد

از چاه بیرون می آیم
پایم را درون آب سرخ نهرهایت می گذارم
و از گوشه چشمت بیرون می آیم
اگر در آینه چشمت را نگاه کردی

رد پایم را تماشا کن

 

 

دوستت دارم

[ 91/01/20 ] [ 19:33 ] [ فرهاد ]

عشق را معصومیت و نجابتش عشق می کند ...

عشق را نگاه من و تو عشق می کند...

به چشمهای هوس آلودی که به استقبال عشق آمده اند

 بگویید از همان راه آمده باز گردند

که عشق هرگز در قاب چنین چشمهایی نخواهد نشست .

به قلبهای حقیری که در پی عشق می گردند

 بگویید عشق حس بزرگیست

حتی اگر هم بخواهد در خانه تنگ دلشان جا نمی گیرد.

 به آنها که سخت می بخشند

،سخت می بخشایند ،

دیر می گذرند ،

 بگویید

آنکس که دیکته ساده " مهر" را نمی تواند بنویسد

او را چه به سرودن غزل هزار بیتی عشق ...

عشق نه اسیر می کند ،

نه اسیر می شود ،

نه تمنا می کند ،

 نه بی خیال می شود ...

[ 91/01/20 ] [ 19:28 ] [ فرهاد ]

 من برای همسفر شدن با تو ،

از تمام دلبستگی‌هایم گذشتم

حال منم و یک بغل پر از گلهای عاشقی

تو وعده سبزشدن دل کویر مرا دادی و بغض بی پایان مرا

فرونشاندی

وقتی که باران نمی‌بارد. تو مهربانی ببار ای گل همیشه بهار من

 

همسر عزیزم ، با یک دنیا

شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم

و پیشانی بر خاک می گذارم و خداوند را

شکر می کنم که ما را با یکدیگر آشنا کرد

آرزو می کنم در لحظه لحظه زندگی مشترکمان

در کنار فرزندمان عاشقانه و صادقانه

به پیوندی که بسته ایم تا ابد وفادار باشیم

عشق خدایی من

با قلبی سرشار از شادی و شور

خوشبوترین و لطیف ترین گلهای هستی را

همراه با خوش آهنگترین ترانه گیتی

به مناسبت دوازدهم فروردین ماه

 سالروز ازدواجمان تقدیم می کنم

دوستت دارم همسر مهربونم

[ 91/01/12 ] [ 0:44 ] [ فرهاد ]

دوستت دارم نه بخاطرشخصیت تو بلکه

بخاطرشخصیتی که هنگام باتوبودن پیدامیکنم

[ 90/12/07 ] [ 16:26 ] [ فرهاد ]

زندگي از نظر من يعني پنج چيز:

تو - خداي تو - من - خداي من - عشق من و تو

كدام را قبول داري؟

من كه همه را، زيرا:

خداي من است كه من را عاشق تو مي كند.

خداي توست كه به تو مي فهماند من دوستت دارم.

و خداي من و توست كه عشق بين من و تو را مقدس مي كند.

همسر عزیزم دوست دارم

 

[ 90/12/07 ] [ 16:22 ] [ فرهاد ]

پنجره بسته .......... دلم شکسته

دلی که تنها .......... دل به تو بسته

با یاد عشقت .......... همیشه مسته

اما تو رفتی

به من میگفتی .......... هر جا که باشی

نمیشه روزی .......... ازم جدا شی

اما چه آسون .......... دل کندی از من

دروغ می گفتی

خدا نگهدارت

دست تو دستم .......... چتر شکستم

توی خیابون .......... نم نم بارون

پای پیاده ............ آخ که چه ساده

عشقو می خواستم

هنوز می شینم ........... تو رو ببینم

تو اون خیابون .......... زیر بارون

چه خوش خیالم ......... که بر میگردی

باور ندارم

[ 90/12/03 ] [ 2:58 ] [ فرهاد ]
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید

امیدوارم لحظات خوبی را
در این وبلاگ داشته باشید
وبانظرها وپیشنهادات شما
دوستان عزیز
بتونم وتلاش کنم در بهتر و زیباتر شدن
وبلاگ اقیانوس زندگی
باتشکر
فرهاد
امکانات وب

جاوا اسكریپت

آمار سایت

type="text/javascript" src="http://pichak.net/blogcod/clock/05/clock.js">



دریافت كد ساعت

.

جاوا اسكریپت


دریافت كد ساعت

.

.

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس





فال حافظ



Pichak go Up
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

بازی آنلاین


کد پیغام خوش آمدگویی p align=”center”>


امارگیر حرفه ای سایت

دریافت همین آهنگ